دنیس لیهین رو دیگه همه مون میشناسیم. نویسنده ای که تمام فیلمایی که از روی داستان هاش اقتباس شده آثار بی نظیری اند :رودخانه مرموز کلینت ایستوود , gone baby gone بن افلک و شاترآیلند اخرین اثر استاد بزرگ سینما مارتین اسکورسیزی. فکر میکنم کمتر نویسنده ای بوده که اقتباس ها از روی کاراش تا این اندازه موفق بودن!
کمپانی کرایتریون رو هم که حتمن میشناسین. در مورد من وقتی اسم کرایتریون اول یک فیلم میاد خیالم راحت میشه که با یه کار لااقل خوب طرفم.
حالا سایت کرایتریون یه کار جالب کرده و از یه عده هنرمندا خواسته که TOP10 شونو از محصولات این کمپانی انتخاب کنن.
بعضی ها در کنار انتخاب هاشون توضیحات کوتاه جالبی دارند که خوندشون خالی از لطف نیست.
Top10 دنیس لیهین رو قبلا واسه خودم ترجمه کردم که حالا میذارم اینجا با هم حالشو ببریم. بعدا هم اگر تونستم Top10 افراد دیگه رو میذارم.
پی نوشت: پنج تا فیلم بعدی انتخابی لیهین رو میتونین تو پست بعد من بخونید.
پی نوشت دو: از ترجمه دست و پا شکستم عذر خواهم چون خیلی اینکاره نیستم.
1-فیلم محبوب من از دهه ی هشتاد.شاید فقط بازی مارلون براندو در آخرین تانگو در پاریس و روبرت دنیرو در گاو خشمگین با اجرای باب هاسکینز در اینجا رقابت کنند,اما غیر از این تعداد خیلی کمی میتوانند.چه کس دیگری میتواند در حالی که یک عینک قلبی شکل براق به چشم دارد اعماق یک عشق یکطرفه را تا این اندازه به بیننده نمایش بدهد؟چه کس دیگری میتواند به خشم,شوخطبعی ,ترحم , نجابت و بی رحمی در دل شاهکار رویایی نیل جردن این گونه شخصیت ببخشد؟ هیچ کس . مطلقا هیچ کس.
2- نمی دانم که در این فیلم چه اتفاقی میافتد , و فیلم را تا به حال سه بار دیده ام.و هنوز هر فریم اش آنقدر بدیع هست که می توانید آن را قاب کرده و به دیوار اتاقتان آویزان کنید.پیتر ویر کنایه های عمیق زیادی درباره ی سرخوردگی,بی گناهی,و تهییج جنسی در فیلمش به کار برده که بر دیگر فیلمهایی با همین مضمون ساخته شده اند سایه انداخته.
3-می خواستم این فیلم را از فهرستم حذف کنم چون نمیدانستم که چه باید در مورد اش گفت! رنوار با این فیلم مرگ اشرافی گری فرانسوی را با استفاده از طنزی برنده و ظرافت فراوان جشن گرفته.هیچ نمای پایانی در تاریخ سینما تا این اندازه در عمق وجودم نفوذ نکرده بود.
4- پرستون استرجس و باربارا استانویک هرکدام در اوج کار خود .جالب دیالوگ های مربوط به ریاکاری های جنسی آمریکاییها است که همچون جواهرات هجده قیراطی در ترکیباتی با مزه و جذاب در این فیلم به کار رفته.هنوز هم باور نمیکنم چنین فیلمی ساخته شده باشد.
5-نسخه آمریکایی کریستوفر نولان کاملا خوب بود,اما نتوانست بر نسخه ی اصلی اریک اسکولدبرگ غلبه کند.این فیلم با تکیه بر بازی استلان اسکارسگارد در نقش مردی که در گناهانش غرق شده, نئونوآری بوجود آورده .در این فیلم , تاریکی چیزی میشود که میپرستید اما نور ناگهان همچون تیغی به مغزتان نفوذ پیدا میکند.
چند روز پیش معلوم شد که کی پروژه ی سوپر من جدید سینما را کارگردانی میکنه. خبری که خیلی منتظرش بودیم. زک اسنایدر از بین گزینه هایی مثل دانکن جونز (فیلم moon رو یادتون که هست),تونی اسکات,بن افلک و دارن آرنوفسکی انتخاب شد و گزینه ی بدی هم به نظر نمیرسه چون کارنامه اش نشون میده که از پس این کار میتونه بر بیاد. فیلمهای سپیده دم مردگان -که خیلی دوسش دارم- ,300 ,watchmen گویای این حرف هستن. اسنایدر امسال هم یه انیمیشن داشت و سال بعد هم ازش sucker punch اکران میشه.
اما یک چیز منو مطمئن کرد که این فیلم به سرنوشت سوپرمن برایان سینگر که واقعا افتضاح بود دچار نمیشه :حضور کریستوفر نولان در جایگاه تهیه کننده و به خصوص تیم نویسندگی بتمن.
نولان بزرگ با بتمن هاش واقعا همه رو شوکه کرد و کاری کرد که انتظار ها از اون به بعد از یک فیلم سوپرهیرو یی بالا بره و اصلا میشه گفت بعد از شوالیه تاریکی یه تکونی به سینما داد! مباحث خصوصا اخلاقی شوالیه تاریکی به نظرم باعث شد مردم دیگه کمتر توقع یک اکشن سرگرم کننده از فیلمای سوپرهیرویی داشته باشند.
و خلاصه من که مطمئنم superman:man of steel یا "سوپرمن : مرد فولادین" حداقل فیلم خوبی خواهد شد.
اما یک خبر عالیه دیگه هم این بود که همکاری برد پیت و درن آرنوفسکی که در فیلم سرچشمه
تحقق پیدا نکرده بود بالاخره قطعی شد و اونم با فیلم "ببر". اینکه انجلینا جولی هم در این فیلم نقشی داشته باشه هم مطرحه. ببر اقتباسی از کتاب غیر داستانی نوشته ی جان ویلتنز که داستانش در سیبری میگذره و قصه ی ببریه که هر چند وقت یک بار انسان های یک شهرو شکار میکنه و مردی واسه حفاظت از مردم شهر شروع میکنه به مبارزه با ببر.
فقط چشماتونو ببندین و برد پیت رو با یه همچین داستانی تو فیلمی از ارنووسکی تجسم کنین!
فوق العاده میشه!
درودی دیگری ؛ خب کمتر کسیه که به استادی کیشلوفسکی بزرگ شک داشته باشه ، فرقی نمی کنه طرف درس سینما بخونه یا نخونه ، عشق فیلم باشه یا نباشه ، کارهای کیشلوفسکی اثر خودش رو می ذاره و بیننده اون اثر رو در رده ی بالایی از فیلم و شعور سینمایی و احترام به بیننده قرار می ده .
فکر نکنم دیگه کسی باشه که فیلمی باشه و حداقل یکی از قسمت های سریال تلوزیونی فوق العاده ی " ده فرمان " که در 10 اپیزود هست رو ندیده باشه ، ده فرمانی که یک مینی سریال به حساب میاد ؛ یا فیلمی که شخصا اونو یکی از کامل ترین اثرات سینمایی می دونم RED آخرین اثر از سه گانه ی پرچم فرانسه ی کریستوف .
قصد بیوگرافی نویسی و سر در آوردن ندارم ، بلکه یک چیز خیلی جذاب برای عشق فیلم ها و کسانی که کیشلوفسکی رو دوست دارن دارم ، البته اینقدر این کارگردان بزرگ و قابل اعتماد هست که کسانی هم پیدا بشند و بدون دیدن حتی یک فیلم از این فیلم ساز ، فیلم های انتخابی اش رو ببینند !
کیشلوفسکی 10 فیلم برترش رو انتخاب کرده ، حالا من نمی دونم بهش می گفته برتر ، محبوب ، مورد علاقه یا ... ! فیلم ساز ، بازیگر مرد و زن خود رو هم انتخاب کرده .
که براتون نوشتم و لینک های هرکدوم رو هم گذاشتم تا اطلاعاتی خواستین راجع به فیلم پیدا کنید .
Musicians -Karabasz
The Pram - Widerberg
Intimate Lighting - Passer
Director: Bergman
Actor: Chaplin
Actress: Bergman/Giulietta Masina
حالا نکته ی جالبش اینجاست که در این لیستشون هیچ فیلمی از اینگمار برگمان نیست ، اما اونو انتخاب کردن . بعد اینکه هرچی گشتم لینکی در باره ی فیلم های Musicians - karabasz و فیلم The Pram - Widerberg پیدا نکردم ، اگه پیدا کردین شما ها بگین ما هم استفاده کنیم .
فدای شما ! Tyler Durden
داستان فیلم درباره ی یک آدم آس و پاس به نام مایکل که به درن بونتی گردن کلفت ترین گنگستر شهر بدهکاره.اتفاقی میفته که باعث میشه درن بونتی برای کشتن مایکل جایزه تعیین کنه.
این داستان خیلی تکراری به نظر میرسه اما جایزه پریر از اون فیلما نیست که زیاد به خط داستانی تکیه داشته باشه بلکه بیشتر روی جزیئاتش کار شده.فیلم رو میشه جز کمدی های سیاه دسته بندی کرد خصوصا کارای گای ریچی .البته اینکه فیلم به اثار گای ریچی میرسه یا نه بحث دیگه ایه.
به نظرم نقطه قوت و برگ برنده ی فیلم گروه بازیگریشه. سیلین مورفی در نقش مایکل مثل همیشه عالیه و برندن گلیسن در نقش پریر هم جون میده واسه این جور نقشا.بازیگر زن اصلی هم جودی ویتاکر خیلی دوست داشتنی ظاهر میشه. به این اضافه کنید صدای گابریل برن که راوی داستان و بار طنز داستان هم به دوش جیم برودبنت در نقش پدر مایکل که در تمام طول فیلم سعی میکنه نخوابه چون عزراییل بهش گفته دفعه بعد که بخوابه میاد سراغش!
به نظر میرسه که انگلستان و ایرلند با پیدایش فیلمهایی مثل قاپزنی (snatch) صاحب یه جور مکتب شده که جازه بونتی هم دنباله روی همونه: دابلین , گنگستر ها با لهجه غلیظ دابلینی, کمدی سیاه و مرگ و جنایت به احمقانه ترین شکل ممکن تو این جور فیلما حتما پیدا میشه. اما یه چیز دیگه که این فیلم خوب از پسش بر اومده بعد عاطفی بین مایکل و پدرش و همینطور عشقی که بین مایکل و برندا شکل میگیره.
اگه هوس یه فیلم جمع و جور گنگستری با لهجه های دابلینی! کردین دیدن این فیلم توصیه میشه.
امتیازم به فیلم:**
واسه دیدین تریلر اینجا کلیک کنید.